یلدا و آخرین برگ


آخرین لحظات دوستی ما دارد قطره قطره آب می شود
شاید آخرین برگ زرد درخت با طوفان
دست و پنجه نرم می کند
می داند که به ناچار بر خاک می افتد
ولی این آخرین برگ انگار تمام وجود درخت را در خود جمع کرده تا با مرگ برقصد
و تو لبخند زنان به تماشا نشستی و من با زهر خند می گویم دوباره سبز خواهی شد
و چه سماجتی دارد این برگ
صدای شکستن اسخوانهایش را می شنوی ؟
همه که بخوابن
در طوفان نیمه شب
من روم به درخت می بندمش

درست شنیدی.
می بندمش
این برگ آخرین امید دوستی ماست
نمی گذارم بر خاک بیفتد
نه نباید بگذارم ...
پریا
یلدا ۹۵

ادبیات


دقايقی در زندگی هست
که دلت برای کسی آنقدر تنگ می شود
که می خواهی او را
از روياهايت بيرون بکشی و
در دنيای واقعی بغلش کنی

#گابريل_گارسيا_مارکز

دل نوشته :پاگشای دل


چشم که باز کردم
تو را دیدم
چهره ات را پوشاندی
اما
لبخندت حرفهایت را گفت
و نفس هایت پیامت را داد
خیال نکن
آسان سفر خواهی کرد
باید خانه ات را هم ببری
تو باور می کنی دست هایم دست های تو باشد اما تو بروی
و پاهایم
جا بماند
یادت باشد
دلم دارد دلت را پاگشا دعوت می کند .
پریا
۱۳آذر۹۵

دل نوشته از تلنگر


📚 آﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘَﺖ ﺩﺍﺭﺩ،
ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻋﺎﺩﯼ ﻣﯽﺷﻮﺩ!
ﺣﺮﻑﻫﺎﯾﺶ،
ﺩﻭﺳﺘﺖﺩﺍﺭﻡﻫﺎﯾﺶ...!

ﻭ ﺗﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﮐﻼﻓﻪ ﻣﯽﺷﻮﯼ،
ﺍﺯ ﺑﻬﺎﻧﻪﻫﺎﯾﺶ،
ﺍﺷﮏﻫﺎﯾﺶ،
ﺗﻮﻗﻊﻫﺎﯾﺶ...

ﻭ ﭼﻮﻥ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﺴﺖ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﺩ؛
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻧﻤﯽﮐﻨﯽ!
ﻧﮕﺮﺍﻧﺶ ﻧﻤﯽﺷﻮﯼ!
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﻧﻤﯽﺗﺮﺳﯽ...!!!
ﺍﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﺴﺖ،

ﺍﻣﺎ...
ﺍﻭ ﻫﻢ ﺁﺩﻡ ﺍﺳﺖ...
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﺩ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﺶ ﺑﺮﺳﺪ،
ﮐﻮﻟﻪ ﺑﺎﺭ ﺍﻧﺪﻭﻫﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﯽﺩﺍﺭﺩ
ﻭ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ ﻣﯽﺭﻭﺩ!

ﺣﺴﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ
ﺁﻥ ﺭﻭﺯ
ﺑﯽ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﻣﯽﺯﻧﯽ،
ﺍﻣﺎ...
ﺟﻮﺍﺑﯽ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ...
ﻓﻘﻂ
ﺑﺮﺍﯾﺖ
ﺟﺎﯼ ﭘﺎﯾﺶ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ!!

#تلنگر

پرهام 

۶آذر۹۵

اگه


ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﻏﯿﺮه ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﻭ ﻣﮑﺚ
ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﺑﺪﻭﻥ ؛ " ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻪ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﺻﻼ ﺍﺷﮏ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﻧﻤﯿﺎﺩ ، ﺑﺪﻭﻥ
ﺧﯿﻠﯽ " ﺗﻮو ﺩﺍﺭﻩ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﺨﻨﺪﻩ ، ﺑﺪﻭﻥ " خییییییلی ﺯﺧﻢ
ﺧﻮﺭﺩﻩ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ هممممه ﭼﯿﺰ ﺑﯽ ﺗﻮجهه ، ﺑﺪﻭﻥ
" ﺯﻣﺎﻧﯽ ، ﺯﯾﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺣﺪ ، ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩﻩ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ توو ﺍﺣﻮﺍﻝ ﭘﺮﺳﯽ، ﻫﯽ ﻣﯿﮕﻪ: ﺷُﮑـــﺮ
ﺑﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ، ﺑﺪﻭﻥ " ﺩوﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻪ ، ﻧﻪ ﺣﺎﻟﺶ ﺧﻮﺑﻪ ﻧﻪ
ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺵ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﻓﯿﻠﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﺑﺪﻭﻥ " ﺍﺯ ﻧﻈﺮ
ﻋﺎﻃﻔﯽ ، ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﺑﺪﻭﻥ
" ﺩﺭﺩﻫﺎﺷﻮ ، ﺧــِــــیـﻠﯿﻬﺎ نمی فهمن "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺍﺯ ﺩﯾﺪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﺎﯾﻢ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﺑﺪﻭﻥ " ﺍﺯ ﺧــِــــــــیلیا ﺿﺮﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ "...
اگه ديدى کسى زيادميخوابه
بدون"خيلى تنهاست"...

ادبیات :دل نوشته

برف سوم آذر 
تا پارسال برف بود

و آدم برفی و

جای پاهایت روی برف
برف بود و

برف پاک کن ماشین


تو برف بودکه

از پشت سرت  با  چتر ضد نور عکس می گرفتم و فقط سایه مردانه ات روی شن های ساحل می افتاد
خوردن لبو و کدو
نوشیدن چای داغ چشم در چشم تو
چه خوشبخت بودم وقتی در پارک بازی کودکانه مان را به خنده می نشستیم
چقدر دنبال چکمه سفید بازار را گشتیم
و شیرینی بافتن جوراب و شال گردن برای تو
و بی خبر خریدن شال صورتی از خیابان تختی
ودستکش از بازار انزلی
برای من


اما...
برف امسال

فقط سرده ...! سرد و سرد ...!

پریا یعقوبی
سوم آذر ۹۵

دل نوشته :دوم آذر

خاطره دوم آذر

 

امروز هم گذشت ...

امسال چقدر باران می بارد .
و چه سرمای خوبی !
اگر برف ببارد ،
دلم خنک می شود .
و امسال اصلا دلم نمی خواهد آفتاب پاییزی را ببینم 
و چه خوب است شاهد غروب پاییزی نباشم .
تو که نیستی چه فرقی می کند آفتاب قشنگ باشد یا نباشد .
روزها و غروب ها یک جورند .
باران هم غم ها را نمی شورد .
اما وقتی پرده اتاقم را کنار می زنم و می بینم امروز هم آفتابی نیست لبخند می زنم وروزراشروع می کنم
وقتی نیمه شب صدای باران را مشنوم با لبخند به خواب می روم
آخر یادت می آید اولین روز بارانی بود که دیدمت .
و بی تو دوست ندارم غروب خورشید را تماشا کنم .
تو که نیستی هیچ چیز طبیعت را دوست ندارم .
همین باران برایم خوب است .
غصه هاو اشک هایم در هوای گرفته و بارانی دیده نمی شود .
تو چه فکر می کنی خدا ترکم کرد ؟
یا شاید تو را دوست دارد که به آرزویت رسیدی !
دوم آذر هم گذشت  ...
روزی که هجرت کردم به عشق
روزی که آغاز جهادم بود در میدان باورتو
راستی کجای دل تو برای من بود که آسان کنار زده شدم
عجیب است که باز با تو حرف می زنم
اگر دیوانه نیستم اسمم چیه ؟
تو خیلی آسان سرزمین وجودم را در اختیار گرفتی ولی رها کردی که خشک شود
شاید رویش جوانه هایش را دیدی اما لذت نمی بری چون عاشق گلهای مصنوعی هستی و من علف هرز کوچکی شاید .
راستی دلت که تنگ شود چکار می کنی ؟
دلخوش کدام خاطره می شوی؟
و اصلا دل تنگی را می شناسی ؟
خوب که فکر می کنم حس می کنم
نمی شناسمت
و یا افسوس که باور نمی کنم
این تو هستی که حتی هیچ غروبی
و نه هیچ بارانی
و نه هیچ صدای زنگی
مرا به خاطرت نمی آورد

پریا (یعقوبی )

آذر ۱۳۹۵